استقبال میلیونی از نماز جمعه به امامت هاشمی رفسنجانی، تودهنی مردم به رهبر خواهد بود



بار اولی نیست که مردم از «ابزار انتخابات» برای زدن توی دهن رژیم استفاده کرده اند؛ اولین دوره انتخابات با شرکت خاتمی، حتا مخالفان رژیم گفتند که مردم شرکت کردند که به ناطق نوری و کلیت رژیم «نه» بگویند. و رای دادن به موسوی یک تودهنی دیگر به رژیم بود. و حالا نماز جمعه این هفته میرود که این معنی را زنده کند. اما.. چند اما در میان است؛

1-هنوز مشخص نیست که نماز جمعه این هفته به امامت رفسنجانی برقرار خواهد شد یا خیر اما شایع است که او امامت نماز جمعه را بر عهده خواهد داشت.
2- هنوز اطلاعیه ای از طرف موسوی و خاتمی و کروبی برای حضور در این نماز صادر نشده است اما شایعه ها حاکی از حضور این سه در نماز جمعه است.

3- چنانچه تب شرکت مردم در ابعاد میلیونی در نماز جمعه به امامت رفسنجانی بالا بگیرد، آنهم با رنگ سبز، چه بسا رژیم بترسد و در آخرین ساعات اعلام کند که نماز جمعه را کس دیگری امامت کند.

4- با این تفاصیل چه عملی به صلاح جنبش است.

نگاه ابزاری

من همواره به انتخابات و حرکتهای اعتراضی و بطور کلی هر عامل و بهانه ای که جنبش آزادی خواهی را داغ کند «نگاهی ابزاری» داشته ام و به دیده مثبت می نگرم. اما هربار که به این مهم می پردازم یک طرف ذهنم نگران کسانی است که معمولا فکرشان به من نزدیک است اما نگاه شان به امر مبارزه با اشکالاتی ذهنی روبروست و خود تبدیل به عاملی بر علیه آزادی خود میشوند.

هرچند دلم نمیخواهد مثالی را که جلوتر خواهم آورد در این مورد بزنم اما برای این عده از دوستان که برایشان «پرنسیپهایی» مانند همواره «نه» به هر راهکاری گفتن و همواره «تحریم» کردن و غیره جای خود «هدف» را که تغییر وضعیت در جمهوری اسلامی و یا سرنگونی آن باشد گرفته و از خود هدف مهم تر شده است لازم است این مثال را بیاورم. این سری دوستان در درون خودشان شاید با «نگاه ابزاری» کسانی مانند من موافق باشند اما ترس از همان انگ خوردن ها و ترس از همگنان و همرهان که نکند یک وقت آنها را «سازشکار» به حساب بیاورند نگذارد که به آنچه که بنظرشان صحیح می آید عمل کنند یا از راهکارهای دلسوزان دیگر میهن که مانند این نگارنده میاندیشند، حمایت کنند.
یک مشکل دیگر این گونه کسان این است که سالها آنها به امثال من انگ بریدگی و سازشکاری زده اند و حالا مانده اند که اگر نگاهشان به این قضیه را تغییر بدهند با خودشان چه کنند؟ پاسخ این است که باید یکی بزنند به پوز شیطانی که روی شانه چپ شان نشسته و به او بگویند که بس کند و در عوض بیرون گود ایستادن و آیه یاس خواندن داخل مبارزه شوند! هر مبارزه ای برد و باخت دارد و نباید از شکست هراس داشت.

و اما مثال؛
تصور کنید که در یک دام افتاده اید و چند نفر قویهکل میخواهند شما را بکشند یا در زندان نگه دارند و تنها وسیله ای که شما در اختیار دارید و آنها ندارند یک اسلحه کمری پر از فشنگ و آماده است. منتها این اسلحه یک «اشکالی» دارد و آن اینکه دسته اش به یک چیز کثیفی آلوده است! حال شما چه میکنید؟ کسی مثل من که به خود هدف که آزادی باشد میاندیشد هرچند با کراهت اما بدون کوچکترین تردیدی اسلحه را به دست می گیرد و از آن استفاده میکند. بکار گیری این اسلحه در مقابل دشمنان عملی منطقی و صحیح است و باید که انجام شود. من هرگز خود را نمی بخشم اگر این شانس را از دست بدهم.
اما آنها که به «تنزه» و «تحریم» هر شانسی که ممکن است در افق پدید آید بیشتر از خود آزادی اهمیت میدهند، نظرشان طبیعتا این است که؛ «آن آزادی که بخواهد با اسلحه ای که دسته اش آلوده باشد بدست آید بدرد ما نمیخورد. ما ترجیح میدهیم که تا ابد در زندان بمانیم اما تن به حقارت استفاده از اسلحه ای که دسته اش آلوده است ندهیم. آخر این چه آزادی است که با اسلحه ای بدست آمده باشد که دسته اش آلوده باشد؟ مردن در زندان به آزادی با اسلحه دسته آلوده شرف دارد»... و یک سری دیگر از این شعار ها که این جماعت در آن استادند. من بیش از این به این مثال نمی پردازم. قضاوتش با خود این دسته از دوستان.

حال بپردازیم به بحث مان؛

با «نگاه ابزاری» به مبارزه، برای پاسخ به این سوال که آیا رفتن مردم به نماز جمعه به امامت هاشمی رفسنجانی و شرکت موسوی و خاتمی صحیح است یا خیر، باید خود را بجای خامنه ای و اطرافیان او گذاشت و از دید «نگاه ابزاری» آنان قضیه را سنجید.

حال چه همه بخواهند و چه همه نخواهند، مثل سایر راهپیمایی های بدون برنامه قبلی و از طریق شایعه ها، شایع شده که برای ادامه اعتراضات قرار است یا ممکن است مردم بخواهند در نماز این هفته شرکت کنند. در چنین حالتی آیا یک نماز جمعه میلیونی با حضور میرحسین موسوی و خاتمی، به نفع خامنه ای و آقا مجتبا و دار و دسته تمام خواهد شد یا یک نماز خلوت؟

اگر نماز جمعه خلوت باشد، حسین شریعتمداری در کیهان همان فردایش خواهد نوشت مردم با این «حرکت انقلابی» خود و نشستن در خانه ها سیلی محکمی به دهان مخالفان نظام و معاندین و خوارج زدند. رجز خوانی های بسیاری در صدا و سیما براه خواهد افتاد و تبلیغاتی وسیع صورت خواهد گرفت و موسوی حسابی سنگ رو یخ خواهد شد.

اگر نماز جمعه شلوغ و میلیونی باشد؛ هرچند رژیمی که ما می شناسیم این را به حساب اقتدار و حمایت مردم از رژیم خواهد گذاشت اما حقیقت را ما خوب میدانیم؛ مسلما خامنه ای و آقا مجتبا حال خوشی نخواهند داشت و بدجوری ترش خواهند کرد. چه بسا با هاشمی توافق شود که هاشمی بشود «فصل الخطاب». یعنی همان فرصتی که خامنه ای در نماز جمعه آنرا از دست داد. این تنها امتیازی است که رژیم میتواند بدست بیاورد و البته هاشمی از خوشحالی در پوست خود نخواهد گنجید. اما این به این معنی نیست که جنبش تو دهنی خورده باشد. به عبارت دیگر در این بازی این بار هرد و طرف برنده هستند اما نه به یک اندازه. اگر بلیط بخت آزمایی رژیم دو ملیون برده باشد بلیط مردم ده میلیون برده است و این در مجموع به نفع جنبش تمام میشود.

این که هاشمی در این نماز جمعه با توافق قبلی، یک معامله کرده باشد که بر اساس آن با استقبال میلیونی مردم آن رفتار تحقیر آمیزی که رژیم با او کرد جبران شود و درعوض او بشود فصل الخطاب و با خاتمی و موسوی به توافق برسد که قائله را بخوابانند و موسوی پیگیری نکند (یعنی مضمون نماز جمعه این باشد)، بازهم در مجموع جنبش برنده کلیت این ماجرا خواهد بود.
اگر از این نماز جمعه، امری به نفع موسوی بدست آمد، (که من بعید میدانم و هدف همان خوباندن قضیه باید باشد)، که چه بهتر و اگر موسوی نیز با موافقت ضمنی تن به این کوتاه آمدن داده باشد بازهم مردم یک بار دیگر با حضور میلونی شان نشان خواهند داد که اولا تنها نیستند، و ثانیا اگر مجموعه سخنان خطیب نماز جمعه را نپسندیدند، از همانجا اعتراضات و شعارها را شروع کنند و خواهند کرد. اینها همه قرار هایی است که تا روز جمعه مردم باهم خواهند گذاشت. تا روز جمعه برای بحث پیرامون این موضوع، «سالها» وقت است! (این که میگویم سالها از این روست که اینترنت و رسانه ها فاصله ها را کم کرده و زمان را برای ما کوتاه کرده است).

و سخن آخر اینکه مهم نیست که مضمون نماز جمعه چیست. مهم نیست اگر هاشمی مثل معمول به نعل و به میخ زد و مهم نیست که هاشمی با خامنه ای کنار آمده و بخواهد نقش ریش سفیدی را بعهده بگیرد؛ مهم این است که میلیونها مردم دوباره یکدیگر را در خیابانها ببینند و دوباره به هم قوت بدهند که «نترسید، نترسید، ما همه باهم هستیم». به نظر من این شعار و این حضور برای بازگرداندن اعتماد بنفس مردم بسیار مهمتر از مضمون نماز جمعه و بحثهای پیرامون آن است. سی سال سرکوب مردم را بسیار ترسانده است و آنها به این قوت قلب نیاز دارند. وقتی شعار میدهند که نترسید، نترسید، معنایش این است که مردم واقعا میترسند و حق هم دارند. ما در انقلاب 57 یا قبل از آن هرگز چنین شعاری را نشنیده بودیم. مردم ما برای ادامه مبارزه شان نیاز دارند که به چشم شان ببینند که همه به میدان آمده اند و آنها تنها نیستند. مردم ما برای ادامه مبارزه شان به این حرکتهای جمعی و قوت قلب نیازی فطری دارند. دیدن جمعیت میلیونی خطر را سرشکن و مردم را شجاع تر میکند. پس باید تلاش کرد که به هر وسیله ای، از جمله نماز جمعه ی رژیم گرفته تا بهانه های دیگر مردم را به خیابانها کشید و تب مبارزه را بالا نگه داشت.


7 نظرات:

B_666 گفت...

http://www.mahmag.org/farsi/events.php?itemid=1746

asma.afif@yahoo.com گفت...

ما اهالي طايفه خواجه زاده شوشتر البته كه نميتوانيم كاري بكنيم اما نميدانيم در تهران يك مرد پيدا مي شود كه جلوي در دانشگاه يك ديوار گوشتي بسازد و از ورود گربه مومن(شيخ هزار دستان) به چايگاه رفيع منبر نماز جلوگيري كند يانه

ناشناس گفت...

کینگ کونگ
این روزا اکثریت قریب به اتفاق از بچه های ایران میدونن که اینا همش قول و قراریه که اینا با خودشون گذاشتن.
از آخرین حضور موسوی در بین مردم که در بهارستان بود،مدتی میگذره. خاتمی هم که بعد از منتشر شدن چندید عکسش در همون موقع گویی دود شد و به آسمان رفت. آقای تشخیص مصلحت هم که یه هویی بعد از یه غیبت کبرای 8 هفته ای دارن تشریفشون رو میارن اما این بار در مقام امامت نماز جمعه دانشگاه تهران!
ای بابا کشک چی، دوغ چی..شما فکر میکنین ما نمیدونیم از معاملات چرب و چیلی آقایون؟
و یا خیلی چیزای دیگه که حال ندارم که بگم؟ اینا دلشون به حال ما سوخته؟ استغفرالله و ربی !
اما..اما این جاش باحاله که با این وجود،همه روز جمعه را به هم یادآوری میکنن. با خیلی از دوستام تماس داشتم که روز جمعه روز خوبه..
برای مردم ایران دیگه اهمیت نداره چه بدتری ممکنه پیش بیاد. مثه اینایی که دیگه چیزی واسه از دست دادن ندارن و یا اینقدر زدن تو سرشون که باز کله هه رو میارن بالا تو چشه یارو زل میزنن تا یکی دیگه بزنه اینقدر که از رو بره. میگم ما این پر رو گری و بی حیایی و چشم سفیدی رو از خود نامردشون یاد گرفتیم.
همه ما منتظریم تا ببینیم چه پیش خواهد آمد. اما این بار مردم آگاه هستن.
یا حق.

محسن کردی گفت...

من مطلبی دوباره در باره این موضوع خواهم نوشت

فاطمه گفت...

دوست خوبم تایید شد که اقای موسوی میاد ما باید همه بریم حتی اگه به قول پسر صفار هرندی نماز اولی باشیم من یه دختر کاملا مذهبیم که ابن انتخابات بیدارم کرد

ناشناس گفت...

جناب میرحسین موسوی
اعلام فرموده اید که در نماز جمعه روز 26/4/88 به امامت آقای هاشمی شرکت خواهید کرد . با توجه به عملکرد 30 ساله آقای هاشمی که می توان حدس زد به احتمال 99 درصد ، رهبری را فصل الخطاب معرفی و خواهان اعلام پایان اعتراضات از طرف مومنین به انقلاب ، امام ، خون شهدا و .... خواهد شد. مطمئنا پس از نماز جمعه در وضعیت بغرنجی قرار خواهید گرفت چرا که در صورت پذیرش نظر آقای هاشمی باید خط بطلانی بر کل عقاید و اظهارات خود بکشید و در صورت عدم پذیرش ، تمامی بلندگوهای تبلیغاتی حکومتی شمارا به مخالفت با انقلاب ، امام، رهبری ، مصلحت نظام ، خون شهدا و .... متهم و در کمتر از 24 ساعت بازداشت خواهند نمود. مطمئن باشید خطبه های آقای هاشمی تنها تله ای برای شما و دستاویزی برای حکومت جهت دستگیری شما و سرکوب شدید و بیرحمانه مردم خواهد بود. لذا پیشنهاد می گردد از حضور در مقابل جایگاه خودداری و اعلام فرمائید فقط در خیابان های اطراف دانشگاه و در بین هواداران خود در نماز جمعه شرکا خواهید کرد. این امز ضمن فشدار به آقای هاشمی در مورد شرکت مشروط شما در نماز جمعه ایشان ، موجب ارتقاء روحیه و امنیت مردمی نیز خواهد شد که فقط بخاطر شما در نماز جمعه شرکت می کنند.

ناشناس گفت...

ma dige az hichi nemitarsim.in hame tou sari khordim hala nobate jobrane. aghay hashemi khali jaleb sohbat kardan. hala ma mesle 30 sale pish mikhaim enghlab konim.

ارسال يک نظر

برای ارسال نظر، در زیر، آنجا که نوشته نظر به عنوان (Google) محسن کردی، روی زبانه را کلیک کنید و گزینه مناسب را انتخاب کنید. آخرین گزینه؛ «ناشناس» از همه بی درد سر تر است و در صورت تمایل یک نام مستعار هم خودتان اول پیام بنویسید.